مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

903

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - عثمان برخاست‌وگفت : « تو مردى مباركى . به‌نفس خود بيرون‌رو وبا أو حرب‌كن كه مظفر وغالب‌آيى . » عمر را از أو اين سخن نيك نيامد . ديگرى برخاست وگفت : « اى خليفه ! لشگر بفرست . » عمر آن هم قبول نكرد وتوقع داشت كه أمير مؤمنان عليه السلام در اين باب رأى زند . مگر علي عليه السلام چيزى در اين باب نگفت . عمر از منبر به زير آمد وبه خدمت على رفت وگفت : « الرأي عندك يا أبا الحسن . » علي عليه السلام گفت : « چون تو بر اسلام خائفى ، من رأى مىزنم كه به لشگر روم وفارس واهواز وساير بلاد كه لشگر اسلام در آن‌جاست ، رسولان بفرست واز هر جا نيمهء لشگر را نزد خود بطلب ويك نيمه را در مقابل عدو بگذار وتو در مدينه ساكن باش ولشگر بفرست كه حق تعالى وعده داده است كه دين را بر كفر غلبه دهد . » حيث قال : « ليُظهره على الدِّين كلّه ولو كره المشركون » ( توبه 33 ) . عمر رأى على را قبول كرد . درحال رسولان فرستاد واز هر جا كه لشگر بود ، يك نيمه را بازخواند . سىهزار مرد جمع آمدند . نعمان مقرون را بر ايشان أمير كرد وگفت : « اگر نعمان را بكشند ، أمير حذيفة باشد واگر حذيفة هم مقتول شود ، جابر بن عبداللَّه أمير باشد . » علي عليه السلام گفت : « عمرومعدى كرب وطلحةبن خويلد را با اين لشگر بفرست وهرچه به حيله حرب گردد ، لشگر وامراى لشگر بايد كه براي ايشان كنند كه رأى ايشان در اين باب به صواب باشد . » چون لشگر اسلام در مقابل لشگر شهريار فرود آمد ، حق تعالى خوفي در دل ايشان انداخت ، سخت . شهريار فرمود تا خندقى بكندند بر حوالي لشگر وآب در آن‌جا انداختند از خوف لشگر اسلام ولشگر آغاز حرب كردند . نعمان با عمرو مشورت كرد كه : « تدبير چيست كه ايشان را روز به روز مدد وعلوفه مىرسد وما را مدينه دور است وزاد ما به آخر رسيد . » عمرو گفت : « رأى آن است كه ما فردا برخيزيم وآوازه دردهيم كه ملك عرب متوفى شد تا ايشان دلير شوند واز خندق بيرون آيند وبا ما حرب كنند . ما قلب آراسته روى به هزيمت نهيم . صف زده چون ايشان نزديك ما رسند ، روى باز پس كنيم وقتال كنيم . » روز دوم چنان كردند . لشگر شهريار به دنبال لشگر اسلام بيامدند تا حرب كنند . شب درآمد . قرار كردند كه فردا حرب كنند . صبحگاه نعمان سوار شد وعمامه سفيد بر سر نهاد وگرد لشگر برآمد ومردم را ترغيب كرد به حرب وگفت : « اى مردمان ! حميت عرب به جاى آورديد واز براي خدا ورسول بكوشيد كه حوزهء اسلام به شما قائم است واگر عياذاً باللَّه شما را هزيمت واقع شود ، از شما يك تن به مدينه نرسد كه مسافتى دراز در پيش است . برخيزيد وتنك اسب‌ها سخت گردانيد ودر سايهء اسبان بنشينيد تا باد صبا وزيدن گيرد . ما برخيزيم ورسم عرب بگذاريم وحرب به رسم عجم كنيم ؛ يعنى جمله يك‌بار حمله بريم هر -